بحران میانسالی در بسیاری از مردان و زنان در سنین بین 35 تا 55 سالگی رخ می دهد. این بحران باعث می شود در زندگی افراد تغییراتی رخ دهد. به طور مثال شخص مقدار قابل توجهی از پس اندازش را برای خرید مواردی صرف می کند که از زمان آنها گذشته است. بحران میانسالی در بسیاری افراد قابل کنترل است اما برای برخی می تواند سخت باشد تا با این بحران کنار بیایند و تعادل را به زندگی خود بازگردانند.
در این دوره، بزرگسالان مدام دستاوردها، اهداف و رؤیاهایشان را با آنچه در گذشته آرزویش را داشتند، و مرحلهی فعلی زندگیشان مقایسه میکنند. بحران میانسالی هم در مردان و هم در زنان اتفاق میافتد، اما نوع این بحران در آنها متفاوت است. مردان مستقیما بر دستاوردهایشان تمرکز میکنند و تمایل دارند موفقیتهایشان را به اطرافیان ثابت کنند اما زنان تمایل دارند ظاهر فیزیکی و جذابیتهای ظاهریشان را حفظ کنند. از آنجا که بسیاری از میانسالان در این دوره دیگر به عنوان والدین وظایف چندانی ندارند، مایلند کارهایی انجام بدهند که در گذشته به دلیل وجود فرزندان از انجامشان چشمپوشی کرده بودند.
افرادی که عمرشان را صرف اهداف و آرزوهایشان کردهاند کمتر از سایرین به بحران میانسالی دچار میشوند و پابهسن گذاشتن برایشان راحتتر است. اما دستهی دیگر ناگهان متوجه میشوند که سنشان بالا رفته، زمان گذشته است و هنوز آنطور که میخواستند برای رؤیاهایشان کاری نکردهاند. این موضوع میتواند برای آنها ناراحتی و پشیمانی زیادی به بار بیاورد. بحران میانسالی میتواند به شکلهای خفیف یا خطرناک بروز کند و بر سلامتی، رفاه و وضعیت مالی افراد تأثیر بگذارد.
بسیاری از افراد میتوانند این بحران را مدیریت کنند، اما برخی با مشکل مواجه میشوند و باید بیشتر بکوشند تا دوباره موفق به برقراری تعادل در زندگی خود شوند.
بحران میانسالی در همه افراد یکسان نیست. در فرهنگ غربی، بحران میانسالی مرد این گونه بیان میشود: مردی که دچار بحران میانسالی میشود ممکن است به دنبال وسایل تجملاتی مانند اتومبیلهای عجیب و غریب یا صمیمیت با زنان جوان باشد. در عده دیگر بحران میانسالی معمولاً ناشی از مشکلات کاری است.
اما بحران میانسالی در زنان اغلب به مشکلات عاطفی و عدم اعتماد به نفس مربوط میشود.

یکی از دلایل اصلی و شایع مشکلات زندگی در زنان و مردان این است که فکر میکنند پیری برایشان جالب نخواهد بود و آنها را آزار میدهد. بیشتر علائم بحران میانسالی در مردان و زنان عبارتند از:

طبق مطالعهای که نتایج آن در روزنامه نیویورک تایمز منتشر شد، پیامدهای ورود به یکی از اساسیترین دهههای زندگی یعنی از 35 تا 55 سالگی میتواند از هر فردبهفرد دیگر بسیار متمایز باشد؛ اما بهطورکلی حداقل یکی از موارد زیر تجربه خواهند شد:
تغییر در عادات خواب
دوره میانسالی با تغییر در عادات خوابیدن فرد بهصورت ناتوانی در خوابیدن یا میل به زیاد خوابیدن همراه است. این تغییر در خواب مستقیماً بر روی زندگی روزانه فرد تأثیر گذاشته و پیامدهای منفی به همراه دارد.
تغییرات ناگهانی در خلقوخو، رفتار و احساسات
بروز تغییرات ناگهانی در فرد از اولین نشانههای دوران میانسالی است. کسانی که دچار بحران میانسالی میشوند ممکن است اقدام به تغییر ناگهانی شغل، روابط عاطفی، محل و شهر سکونت یا سرووضع خود کنند. این افراد میل شدیدی به ایجاد تغییر پیدا میکنند و در این زمینه تصمیمهای شتابزدهای میگیرند که ممکن است قابلبرگشت نباشد.
احساس ناامیدی و بیتفاوتی
ممکن است یک فرد با فرارسیدن دوران میانی زندگی بهمرور و ارزیابی دستاوردها و شکستهای خود چه در روابط عاشقانه و چه ازنظر مالی، اخلاقی و دانشگاهی بپردازد. باوجودآنکه ممکن است در سنین دیگر دیدگاه سالمتری به این دسته مسائل وجود داشته باشد، اما بحران میانسالی سبب میشود که مردم بهویژه مردان با حساسیت بیشتری به موارد مذکور نگاه کنند و دچار احساسات منفی مانند عدم موفقیت، اندوه، فقدان و ناامیدی شوند.
تغییرات سلامتی
همانطور که میدانیم با افزایش سن سلولهای بدن وارد روند پیری میشوند و ازاینرو یک سری مشکلات مرتبط با سلامت جسمانی تقریباً غیرقابلاجتناب هستند؛ اما بخش عمدهای از این چالشها نیز بهوسیله بحران 40 سالگی خلق میشوند و عملاً ازنظر علمی اثبات پذیر نیستند. برای مثال فشارخون بالا، کلسترول، دیابت و یا عدم توانایی برقراری رابطه مواردی هستند که با افزایش سن در ارتباط خواهند بود؛ اما هر یک از این مشکلات با استرس، اضطراب دائمی و احساس ترس تشدید میشوند و این در حالی است که انسان با یک ذهن آرام قادر به حل شمار زیادی از بیماریهای خود خواهد بود.
ترس از مرگ
یکی دیگر از علائمی که بهکرات دیده میشود، ترس و دلهره شدید ناشی از تفکر پیرامون موضوع مرگ خواهد بود. بازهم این مشکل بیش از بانوان به سراغ آقایان خواهد رفت و با القای مداوم احساس ناراحتی، اضطراب و عصبانیت را تبدیل به همراهانی طبیعی خواهد ساخت.
تغییر در روابط و جایگزینی دوستان قدیم با رفقای جدیدِ جوان
فردی که با بحران میانسالی درگیر است از طی شدن جوانی خود و نزدیکی به مرگ بیمناک شده و ناخودآگاه برای مقابله با این مسأله با رفقای قدیم خود که یادآور سن واقعی و گذشتهٔ به گمان او ازدسترفته هستند قطع رابطه کرده و در جستجوی یافتن دوستان جوان برمیآید تا در رابطه با جوانان میانسالی خود را فراموش کند.
پرهیز از شتابزدگی
دوران میانسالی با افزایش ریسک همراه است و میل شدید به تغییر در بسیاری از اوقات سبب اقداماتی میشود که پیامدهایی منفی و زیانبار برای شخص به همراه دارد. از این رو در این دوره تصمیمات خود را با اطرافیان و معتمدانی بزرگتر از خود در میان بگذارید یا انجام آن را موکول به بعد کنید.
پذیرش و شناخت میانسالی
روبرو شدن با دوران جدیدی از زندگی که با تغییرات فیزیولوژیکی و ذهنی در انسان همراه است و پذیرش آن مهمترین رویکردی است که ما را در افتادن به بحران میانسالی حفظ میکند.
مراقبه و ذهنآگاهی
در دوران میانسالی و در پیِ آگاهی به ناپایداری زندگی و حتمی بودن مرگ، بهترین راهکار درنیفتادن به ناامیدی و افسردگی ناشی از آگاهی به مرگ و استفاده مثبت از آن در پیش گرفتن مراقبه است به هر روش و با هر مسلکی که مورد علاقه فرد باشد.
تجدید عشق با همسر خود
یکی از پیامدهای بحران میانسالی نیاز افراد به روابط عاطفی جدید و پرشور است. اگر شخص نتواند این رابط را درون خانواده و با همسر خود تجدید و احیا کند به روابط خارج از ازدواج خود سوق مییابد که بدترین ضربه را به زندگی او وارد میآورد. پس لازم است تلاش کنیم تا در میانسالی روابط عاطفی و عاشقانه خود را با همسر خویش احیا کنیم